May 28، 2008

انتقال به وردپرس

مطالب این وبلاگ را از این به بعد اینجا دنبال کنید.

May 17، 2008

تبریک به همه پرسپولیسی ها


زیاد اهل تماشای فوتبال نیستم اما خب از اونجایی که خانواده همه طرفدار پرسپولیسن من هم پرسپولیسی محسوب میشم! بازی امروز پرسپولیس و سپاهان اولین بازی لیگ امسال بود که کامل نشستم دیدمش! البته اگه توییتر و دوستای توییتریستم نبودن این بازی رو نمی دیدم! دنبال کردن این بازی هم زمان از توییتر و تلویزیون کلی کیف داد! فهرمانی پرسپولیس مبارک همه پرسپولیسی ها باشه بخصوص پرسپولیسی های توییتریست!

پیوندهای مرتبط

افشین تو محشری، از همه سری، تو یک افسونگری، پرسپولیس دمت گرم
پرسپولیس قهرمان شد: پیروزی دانش و امید
پرسپولیس قهرمان ...
افشین امپراطور
پرسپولیس زلزله محبوب هرچی دله
پرسپولیس
شدیم قهرمان باز
قرمزته شدیدا


April 04، 2008

بازی محال ها

تو این یک هفته به دو تا بازی وبلاگی دعوت شدم. اولیش بازی مشاعره بود که فرشاد یا همون فری چاقوکش وبلاگستان فارسی منو بهش دعوت کرد. با این که تیزی چاقو رو زیر گلوم حس کردم و همزمان از عکس ترسناکش ترس و لرز وجودم رو فراگرفت، به خاطر بی استعدادی در شعرسرایی بی خیالش شدم. البته همینجا ازش تشکر و عذرخواهی می کنم.
بازی دوم که دوست و همکلاسی عزیزم مداد سیاه، من رو به اون دعوت کرده، بازی آرزوهای محاله. این یکی رو دیگه می تونم شرکت کنم چون به اون استعدادهایی که ندارم نیازی نداره! پس بریم یه چندتا آرزو بکنیم ببینیم چی میشه. دوست داشتم:
1) هیچ مرز جغرافیایی وجود نداشت. یعنی در واقع چیزی به نام کشور وجود نداشت. وقتی ازت می پرسیدن اهل کجایی می گفتی اهل زمینم یا زمینیم!
2) بیماری، درد و رنج وجود نداشت.
3) دروغ، ریا، دورویی، تزویر و ... وجود نداشت.
4) هیچ وقت جنگی نمی شد و همه تحمل صدای مخالف رو داشتند.
5) کینه در دل انسان ها از بین می رفت و گذشت جای اون رو می گرفت.
6) با یه دوچرخه دور دنیا رو می گشتم (البته این کاملا محال نیست، اما در حال حاضر برام محال به نظر می رسه).
7) بر می گشتم به دوران کودکیم. اگر دقیق تر بخوام بگم به دوران 2 تا 7 سالگی، بهترین دوران زندگیم.

حالا من باید از چند نفر دعوت کنم. اول از همه دوستان خوبم در توییتر، یعنی: زهرا، مریم، آنجلا، سارا، باران، مهران، گراشی، امین، عرفان، فؤاد، فری چاقوکش، کوله پشتی، کشوری، شایان و همه توییتری های دیگه که با عرض شرمندگی یادم رفته اسمشون رو بیارم. البته دوستان دیگه ای هم بودن که میخواستم دعوتشون کنم اما از اونجایی که تو وبلاگهاشون تخصصی درباره آی تی و کامپیوتر و ... می نویسن منصرف شدم.
از دوستان وبلاگی یعنی عادت می کنیم، زندگی پیش از مرگ و کچل کفترباز هم دعوت می کنم تو این بازی شرکت کنن.

March 19، 2008

سال نو مبارک

سالی سرشار از موفقیت، امید، سلامتی، شادی و دو نقطه دی!!!! داشته باشید.
منبع عکس: اینجا

February 24، 2008

!همین طوری

امروز به یک کشف جدید رسیدم. چه قدر تاکسی های بنز و ب ام و زیاد شدن! غیر از اون چه قدر راننده های این ماشینا هم مهربون شدن!

پینوشت: پاستوریزه فکر کنید لطفا!

February 22، 2008

I Liked It

امروز از بین دقیقا 47 تا فیلمی که تو خونه یافت میشه و هنوز ندیدمشون فیلم «پیرمردها وطن ندارند» (No Country For Old Men) رو انتخاب کردم که ببینم. کارگردان های فیلم برادران کوئن هستن و به احتمال زیاد معرف حضور. اگه بخوام خلاصه کوتاهی از این فیلم براتون بگم میشه گفت یه جورایی شبیه بازی های قایم موشک تام و جری بود البته از نوع خشونت بارش با کلی خون و خونریزی و جسد و... . نقش آقای تام (من نمی دونم چرا همیشه اینقدر دلم برای تام میسوزه!) این فیلم رو خاویر باردم بازی می کرد، یه قاتل روانی با یک اسلحه عجیب و غریب که اصول و قوانین مخصوص خودشو داره. خاویر باردم برای بازی در این نقش نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش دوم مرد شده. نقش آقای جری رو هم جاش برولین بازی کزده. جری این ماجرا به طور اتفاقی مقدار زیادی پول که باید تو یه معامله مواد مخدر رد و بدل میشده رو پیدا می کنه و این جوری میشه که این قاتل روانی میفته دنبالش. در یک کلام دیدن این فیلم رو به همه توصیه می کنم.

پینوشت 1: راستی کسی شماره حساب بانکی این دو تا برادر رو نداره تا ما بعدا شرمنده شون نشیم؟!
پینوشت 2: بازم راستی، قیافه این آقای خاویر باردم توی این فیلم منو یاد یکی میندازه اما حافظه یاری نمی کنه! اگه شما چیزی به ذهنتون رسید به من کم حافظه هم کمک کنید!


February 19، 2008

!و مریم آشپزی می کند...

البته این همه مخلفات غذای موردنظر نیست. حواسم رفت پی عکس گرفتن، این شد که فیله های مرغ بیچاره کمی تا قسمتی جزغاله شدن! به همین دلیل هم از خجالت حاضر نشدن تو عکس خودشون رو نشون بدن! تو اون ظرف که می بینید جعفری (سبزی محبوب من) و پیاز خورد شده س. بقیه هم که واضحن دیگه، قارچ (اصلا به نظر من غذای بدون قارچ، غذا نیست!) و پنیر پیتزا.

پینوشت: این تیتر که می بینید از اتفاقات نادر روزگاره، بسیار نادر!

January 14، 2008

با صرف تنها چند دقیقه می توانید چند روز زندگی را به دیگران هدیه دهید


سایت FreeRice سایتی است که برنامه غذای سازمان ملل متحد با هدف کمک به گرسنگان جهان راه اندازی کرده است. برای آن که بتوانید سهمی کوچک اما در عین حال ارزشمند در این برنامه داشته باشید، تنها کافیست وارد این سایت شوید و در یک بازی شرکت کنید (هموطنان داخل کشور اصلا نترسید با این اینترنت ذغالی هم میشه تو این بازی شرکت کرد!). بازی مورد نظر در واقع بازی کلمات است (البته بین خودمون باشه بیشتر شبیه امتحان می مونه اونم از نوع کنکورش!). هر پاسخ درست شما به سؤالات مطرح شده معادل 20 دانه برنج است که توسط حامیان مالی این برنامه در اختیار گردانندگان سایت قرار خواهد گرفت.


این برنامه از تاریخ 7 اکتبر 2007 آغاز شده و تا این تاریخ تعداد پاسخ های درست معادل 14،165،837،150 دانه برنج بوده است.


فکر می کنم می توان با اشاره به این برنامه در وبلاگ ها شاهد نمونه موفقی از نوعی تکنیک تبلیغاتی موسوم به تبلیغات ویروسی (Viral Advertising/Marketing) بود.